تبلیغات
superjunior couples - دست های آلوده-پارت سوم
 
superjunior couples
کیومین...وونمین




  با قدمی بلندو محکم از هواپیما خارج شد.روی اولین پله توقف کرد.چشمای تیز و دقیقشو به سمت انبوه جمعیتی که با فاصله زیاد از اون جمع شده بودند دوخت.از همون فاصله دور هم میتونست مردی رو که به خاطرش قدم به این سرزمین گذاشته بود رو ببینه...مردی که درخشش پوست سفیدش اونو از بقیه متمایز کرده بود...پوزخندی گوشه ل.بش نقس بست...عینک آفتابیش رو روی چشمای نفوذ ناپذیرش گذاشت...دسته کیفش رو محکم بین مشتش فشرد و از پله ها پایین اومد.قدم های محکم و استوارش اونو به سمت جمعیت هدایت میکردند...برای ماموریتی که مدتها بود به خاطرش در حال آموزش بود...این بزرگترین شانس برای انجام اهدافش بود.


لندن
شیر آب سردی رو که ناشیانه بر روی پوستش فرود می آمدند رو بست.حوله سفیدی رو به کمرش بست و حوله دیگری رو به روی موهای خیسی که به سر و پیشانی اش چسبیده بودند انداخت.رده های آب از روی گردنش راه خودشونو پیدا میکردند و به سمت کمرش فرود می آمدند.از حمام بیرون اومد.قدم هاشو به طرف مبل چرم و مشکی که وسط پذیرایی بود کج کرد...کنترل تلویزیون رو از روی میز جلوی میل برداشت و دکمه روشنش رو فشار داد.دوباره همون چهره....دوباره همون لبخند...لبخندی که بی شباهت به پوزخند نبود... لبخندی که هیچ وقت نتونسته بود فراموش کنه...روی مبل جلوی تلویزیون نشست...سرشو به مبل تکیه داد و چشماشو به پسر روبروش که به زیبایی میون آنهمه جمعیت میدرخشید دوخت...انگار او هم متوجه نگاهش شده بود...که صورت زیباش رو به سمت دوربینی که تمام این لحظاتش را ثبت میکرد چرخاند و به زیبایی لبخند زد....با صدایی که به سختی از گلویش خارج میشد زمزمه کرد....لی سونگمین زیبا....به زودی به هم میرسیم لی سونگمین زیبا!!!

///////////////////////////////////////////
سوار بر ماشینی که او را به سمت جایی که برای سخنرانی اش آماده کرده بودند شد.با لبخند همیشگی اش برای جمعیتی که به خاطر او جمع شده بودند دست تکان میداد...برای رسیدن به بزرگترین هدفش باید بهترین میبود...باید بیشترین قلبها را از آن خود میکرد...باید از چهره زیبا و فریبنده اش!!!بهترین تصویر را میساخت...به دست آوردن دلها برای او به معنای قدرت بود...قدرتی که تمام خواسته هایش را برآورده میکرد...پس باید بهترین میبود!!!
این تصمیمی بود که هر چند دیر....اما بلخره گرفته بود!!!تصمیمی که با بهترین بودن...قدرتمندترین هم میشد!!!





درباره وبلاگ


سلام دوستای عزیز
من فاطمه هستم 22 سالمه
عاشق سوپر جونیورم
امیدوارم وبلاگمو دوست داشته باشین و بهم سر بزنین

مدیر وبلاگ : fateme choilee
نظرسنجی
دوست دارید از چه زوجی بیشتر پست گذاشته بشه.






دوست دارید از چه زوجی بیشتر پست گذاشته بشه.






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :